شرف الدين محمد بن مسعود مسعودى بخارى
64
مجمع الاحكام ( فارسى )
پس از اين بيان كرده شود - بدان رسد ، جملگى احوال آن مولود بدكار تباه ( و ) « 1 » شود و بسيار باشد كه مولود ناگاه هلاك شود . و وقت باشد كه منجم را در اختيارات او ثبات حاجت افتد ، بدان كه ماه با خداوند طالع به كوكبى مخصوص از كواكب سياره متصل بود و در آن وقت آن اتصال نيابد و ليكن ماه با خداوند طالع را مقارن كوكبى بايد از كواكب ثابته كه بر مزاج و طبع آن كوكب حاجت باشد آن مقارنه « 2 » قايم مقام آن اتصال مطلوب گردد . و در اين مجموع از جمله كواكب ثابته سىوشش كوكب كه مشهورتر است و سمت سر نزديكتر است آورده شد و طبع و مزاج هر يك ياد كرده آمد و آنچه از اين جمله قاطع عمر باشد بيان كرده شود ، و موضع هر يك در طول و عرض بروج پديد كرده آيد مر اول سال پانصد و سى و يكم را از تاريخ يزدجرد « 3 » بن شهريار كه اتفاق اين تصنيف در اين سال مىافتد . و پس از اين هر شصتوشش « 4 » سال شمسى يك درجه بر طول آن زيادت بايد كرد و ابتدا از كو ( ا ) كبى كرده شد كه در برج حملاند ، پس ترتيب توالى بروج نگاه داشته آمد . الحمل اول الخصيب « 5 » بر مزاج مريخ و زهره است . گوشيار مىگويد كه بر مزاج زحل و زهره است . موضع او در طول « 6 » اين برج يحكب و عرض شمالى او نام . دوم راس المرأة المسلسة بر مزاج مريخ و زهره است . موضع او در طول برج دكد و عرض شمالى كوم . ( الثور ) سوم « 7 » راس الغول بر قول گوشيار بر مزاج مريخ و عطارد است و قاطع است و احمد [ و ] عبد الجليل سگزى « 8 » از بزيذج « 9 » رومى نقل مىكند كه
--> ( 1 ) . م . و ندارد . ( 2 ) . ح و د . معادنه م . معاونه . ( 3 ) . م . يزدجرد ابن . ( 4 ) . م . و ندارد . ( 5 ) . د . الخضيب . ( 6 ) . متون . در حلول . ( 7 ) . در د . بالاى واژه رأس نوشته شده . ( 8 ) . متون شگرفى . ( 9 ) . متون . برندح .